آیین استادی
طالبان علم فراوانی را دیده است که علی رغم جدّ و جهد وافر در کسب علم، موفّقیّت چندانی بهدست نیاوردهاند و گذشته از این، بعضی افراد هم از طلب علم چیزی جز دوری از خدا عایدشان نشده است و سبب این همه، چیزی نیست مگر رعایت نکردن آداب و رسوم علمآموزی».
امام جماعتی که هم مجتهد بود، هم استاد اخلاق و هم محبوب جوان ترها.
آیت الله عزیزالله خوشوقت زاده سال ۱۳۰۵ شمسی بود.
آیت الله عزیز خوشوقت در سال ۱۳۰۵ش در تهران به دنیا آمد، دروس مقدماتی حوزه را از مسجد معز الدوله آغاز کرد و در مدرسه لرزاده ادامه داد.
ملاقات با خدا در روز چهارشنبه ۲ اسفند ۱۳۹۱٫
رهبر انقلاب با حضور در بیت مرحوم آیتالله آقای حاج شیخ عزیزالله خوشوقت رضواناللهعلیه، با بازماندگان آن مرحوم دیدار کردند.
ایشان در این دیدار ضمن سخنانی دربارهی شخصیت مرحوم آیتالله خوشوقت، درگذشت این عالِم ربانی، معلم اخلاق و سالک الیالله را به خانواده و آقازادگان ایشان و اهل معنا و معرفت و سلوک تسلیت گفتند.
شخصیت علمی حضرت آیتالله خوشوقت
مرحوم آیتالله خوشوقت در همهی ابعاد معارف اسلامی -چه نظری و چه عملی و کاربردی- دارای قدرت بالای اجتهاد بودند. در معارف نظری مثل کلام، فلسفه، ادبیات، حدیث، لغت، صرف، نحو و منطق تبحر بسیار ویژهای داشتند. در صحیفهی سجادیه و نهجالبلاغه کمنظیر بودند. در عرفان نظری صاحبنظر و در عرفان عملی صاحب سبک بودند. در فقه مجتهد مسلّم و دارای نوآوری بودند. در اصول متبحر بودند. در تاریخ بسیار موشکافانه مسائل را بررسی میکردند و در تفسیر بینظیر بودند. از کسانی بودند که واقعاً قرآن را بیان، تفسیر و مصداقیابی میکردند.
آقای خوشوقت از اساتید بزرگی مانند مرحوم علامه طباطبایی، حضرت آیتاللهالعظمی بروجردی، حضرت امام خمینی رحمهالله و مرحوم حائری استفاده کرده بودند. برای اساتیدشان و بهویژه حضرت امام رحمهالله و علامه طباطبایی احترام بسیاری قائل بودند. ایشان فقه حضرت امام را فقه اهل بیت علیهمالسلام در شرایط معاصر و فقهی میدانستند که بهدرستی موضوع را درک کرده، مبانی فقهی را بر موضوعات منطبق کرده و راه را برای فقاهت دینی در صحنهی عمل باز کرده است.
میفرمودند: اولین گام برای سلوک، شناخت صراط مستقیم است؛ صراط مستقیمی که خداوند از همهی مؤمنان خواسته تا هر روز در نمازها ده مرتبه آن را از خداوند بخواهند: «إهدِنَــــا الصِّرَاطَ المُستَقِیمَ» میفرمودند: به همین خاطر، سورهی فاتحه اولین سورهی قرآن است و در هر نماز واجب شده است.
بلندهمت در تربیت جوانان مستعد
از ویژگیهای حضرت آیتالله خوشوقت، همت بلند و کمنظیر ایشان در تربیت نفوس مستعد رشد بود. در طول هفته که تهران تشریف داشتند، سه وعده نماز را در مسجدشان اقامه میکردند و بعد از هر نماز، مینشستند در خدمت مؤمنین و به پرسشهای آنان پاسخ میدادند. در منزلشان هم قبل و بعد از نماز پذیرای دوستان نزدیک بودند و نشستهایی با آنها داشتند. برنامهی دعای کمیل در مسجد و برنامهی ختم صلوات هم از برنامههای هفتگی ایشان در تهران بود.
طریقت آیتالله خوشوقت
طریقت آیتالله خوشوقت بر مبنای مکتب اهل بیت علیهمالسلام و بر دو پایهی قرآن و عترت بود. ساختار شخصیتی ایشان کاملاً قرآنی بود. ایشان خود را با مبانی قرآنی و حدیثی سلوک معماری کردند و هر دوی اینها او را به سمت توحید محض برد. تمام توجه مرحوم آقای خوشوقت به یک نقطه بود و آن، تکلیف، وظیفه، خداوند و تقوا بود. به همه هم این موارد را سفارش میکردند. یک شخصیت فوقالعاده جامعی بودند؛ حتی در زمینهی معلومات عمومی و علوم و فنون روز، تا آنجا که گاهی باعث شگفتی ما میشدند. صحبتهای ایشان در درسهایشان از پزشکی، انرژی، نجوم، تغذیه، آبزیان و دیگر موارد، گاهی باعث تعجب شاگردان میشد. ایشان مصداق این بیت شعر بودند که: «هر آن که ز دانش برد توشهای جهانیست بنشسته در گوشهای»
ایشان در مسائل عرفانی به درجهای رسیده بودند که نیازی به تحصیل نداشتند، زیرا شهوداً به بسیاری از علوم دست یافته بودند. وقتی آیات قرآن را ترجمه و تفسیر میکردند، ما تأمل که میکردیم، میدیدیم بهواقع همین تفسیر صحیح است و مشخص بود که این تفسیر در یک افق دید متفاوتی قرار دارد که شاید در دیگر تفسیرها نباشد.
شخصیت ایشان یک شخصیت استوار و بسیار پایدار بود که هیچ طوفان و بحرانی نمیتوانست کمترین تغییری در ساختار وجودی ایشان ایجاد کند. آرامش کامل داشتند و این آرامش، به خاطر ایمان بالای ایشان بود که «أَلاَ بِذِکْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» ایشان به اوج ذکر رسیده بودند. همین طریق را برای اهل سلوک هم سفارش میکردند و معتقد بودند تنها طریق صحیح سلوک، سلوک قرآنی و سلوک در مسلک سیرهی اهل بیت علیهمالسلام است و میگفتند: غیر از این مرام مسدود است، چرا که پیامبر گرامی اسلام فرمودهاند: «إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ کِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی» معتقد بودند همهی مسیرها باید مؤیّد این امر باشد.
میفرمودند: اولین گام برای سلوک، شناخت صراط مستقیم است؛ صراط مستقیمی که خداوند از همهی مؤمنان خواسته تا هر روز در نمازها ده مرتبه آن را از خداوند بخواهند: «إهدِنَــــا الصِّرَاطَ المُستَقِیمَ»۴ میفرمودند: به همین خاطر، سورهی فاتحه اولین سورهی قرآن است و در هر نماز واجب شده است. بعد میفرمودند: خود قرآن صراط مستقیم را ترسیم کرده و گفته: «وَ أَنْ اعْبُدُونِی هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِیمٌ»۵
میفرمودند: عبودیت یعنی ایمان، اعتقاد و رفتار و اخلاق اسلامی داشتن و عبودیت یعنی تمامعیار اینچنینبودن و در عرصهی عمل مراعات تقوا کردن.
بسیار روی این معنا تأکید میکردند که: تقوا، تقوا، تقوا. میفرمودند: به این درجه هر کس رسید، آغاز بزرگی اوست، چون «إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُتَّقِینَ» و «أَنَّ اللّهَ مَعَ الْمُتَّقِینَ» قرآن، متقین را هدایت میکند: «هَـذَا بَیَانٌ لِّلنَّاسِ وَ هُدًی وَ مَوْعِظَهٌ لِّلْمُتَّقِینَ»بعد میفرمود: کسی که به درجهی تقوا رسید، خود خداوند دست او را میگیرد و به سمت بزرگی میبرد که یکی از آن طریقتها و بزرگیها بعد از مرتبهی تقوا، ذکر است و در مقام ذکر که شامل ذکر قلبی و ذکر لسانی میشود، شرایط طوری فراهم میشود که این ذکرِ ذاکر را خود خداوند جوابگو و مجیب خواهد بود. و بعد سالک به مرحلهی تفکر و تأمل و گشودهشدن افقهای بزرگ عالم غیب برای او میرسد. خود ایشان در این سیر، همت بلندی داشتند و این طریقت را از مرحوم آیتالله قاضی و مرحوم علامه طباطبایی هدیه داشتند.
توصیه های حکیمانه راه رفتگان
در سال 1360 شمسی، شخصی که در شهری از شهرهای ایران عنوانی داشت، خدمت حضرت آیهالله بهاء الدینی رسید. بعد از نماز مغرب و عشا، خدمت آقا نشست، در حالی که برخی از مأمومین در اطراف ایشان حلقه زده بودند، او پس از احوالپرسی از معظم له، خطاب به ایشان گفت: آقا! نصیحتی بفرمایید. این پیرژرف اندیش و بصیر، نگاهی ژرف کرده، فرمودند:
«سعی کنید در زندگی مشرک نباشید، اگر توانستید به این مرحله برسید، همه ی کارهای شما اصلاح می شود. این بهترین نصیحتی است که می توانم بکنم.»
او ادامه دادو گفت: آقا ما را دعا کنید. ایشان فرمود:
«آدم شو تا دعا در حق تو تأثیر کند و گرنه دعا بدون ایجاد قابلیت فایده ای ندارد.»
آن شخص برای بار سوم گفت: امسال مکّه بودم و برای حضرت عالی طواف کردم. باز آقا فرمود:
«ان شاء الله سعی کن آدم شوی، تا طواف برای خودت و دیگران منشأ اثر باشد.»
یکی از همراهان آن شخص گمان کرد که آقا او را نمی شناسند، از این رو گفت: حاج آقا! ایشان فلانی هستند که در فلان شهر مسؤولیت دارند و خدمات ارزشمندی کرده اند. معظم له فرمود:
«چرا متوجه نیستید چه عرض می کنم، باید آدم شود تا اینها برای او نافع باشد. دست از هوا و هوس بردارد، خود را همه کاره ی خداوند نداند و نقشه برای خراب کردن افراد و غلبه بر دیگران نکشد. باید دست از کلک بازی بردارد. آن وقت است که طعم ایمان را می چشد وگرنه همه ی اینها ظاهرسازی است.»
طرز برخورد و سخنان تند و آتشین آقا، تمام افراد را سخت شگفت زده کرده بود و برای ما نیز سؤال ایجاد شد که چگونه این چنین جملاتی صریح و عباراتی بی پرده در میان جمع گفته می شود؟! اما چندی نگذشت که دریافتیم وی فردی ظاهرالصلاح بوده که در منطقه ی خود بسیاری را به انحراف کشانده است. دانستیم که او باطنی فاسد و منحرف داشته و خود را برای مردم آن دیار به بتی بدل کرده، در حالی که حقیقت شخصیت او چیز دیگری بوده است.
حضرت امام خمینی قدّس سرّه در کنار درس و بحث به تفریح هم علاقه داشت. در جوانی روزهای جمعه با طلاب برای تفریح از شهر خارج می شدند، امّا قبل از حرکت می فرمود: به چند شرط با شما بیرون می آیم :
1- نماز را اوّل وقت بخوانیم .
2- در تفریح غیبت نشود.
روزی از محضر سالک و عارف صمدانی، آیت الله بهاءالدینی خواسته شد تا توصیه ای بفرمایند. ایشان در جواب فرمودند:
« اگر این دو کار را انجام دهید، خیلی پیشروی کرده اید:
یکی این که نماز را اول وقت بخوانید،
دیگر آن که دروغ نگویید.
خیال نکنید ضرر می کنید. ان شاء الله مورد توفیقات خدا هم واقع می شوید و آن وقت اگر این کارها را کردید، فهم شما هم عوض می شود، یعنی درک دیگری پیدا می کنید. الان شاید شما نتوانید این مطالب را از ما قبول کنید، ولی وقتی خودتان به آن رسیدید، قبول می کنید.
وقتی وجدان شما مسأله را حل کرد، می بینید راست است و می بینید که اسلام چه نعمت بزرگی برای بشر بوده است. و این بشر، روی همان هوی و هوس و شیطنت خودش، از آن بی بهره بوده است. پیامبر اسلام می خواهد همه به ستاره ثریا برسید؛ ولی این ها می گویند بگذارید ما برویم در یک منجلاب غرق شویم. »
حضرت آیت الله سید علی قاضی که در کسب مراتب عرفان و اخلاق اسلامی شهره عام و خاص است در توصیه به داشتن زندگی دینی و موفقیت در سیر و سلوک به نماز اول وقت و برپاداشتن نماز شب توصیه کرده و می فرمایند: اگر دنیا و آخرت می خواهی نماز شب بخوان. و اگر از برپاداشتن نماز اول وقت به جایی نرسیدی بر من سیلی بزن.
در همین سه نمونه شاهدیم که وصول یافتگان به نماز اول وقت بسیار تاکید می کنند و برماست که رعایت همین نکته را داشته باشیم. قاعدتا کسی که امر الهی را در اول وقت اجابت می کند در کارهای دیگرش هم خداوند را قصد و هدف خود می گیرد برای همین در حدیث فرموده اجابت اعمال شما وابسته به قبولی نماز است.
